تبليغاتX
سید عباس دوست دوستان
سید عباس دوست دوستان

محبت

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد

http://motahary123.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط سید عباس |

گفتم:کجا ؟

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .

گفتم:کجا ؟

گفت : رو قلبت
.

 

 


گفتم مگه می تونی ؟

گفت : آره سخت نیست ، آسونه
.
گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه
.

یه خنجر برداشت
.
گفتم این چیه ؟

گفت : سیسسسسس
.
ساکت شدم
.

گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی
.
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت
.

دوست دارم دیوونه
.


اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم
.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده
.

دوست دارم دیوونه .

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط سید عباس |

در این تنهایی غم...

در این تاریکی شب

در این تنهایی غم

هنوزم من باهاتم

هنوزم چشم به راتم

به من گفتی که فکر کردی دیوونم؟

بخوام با توی تنهای غریبه

تو این دنیای وا نفسا بمونم؟

تو راست می گی غریبم

من و عشقم غریبم

ببین چی شد نصیبم

ز عشقت ای حببیبم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط سید عباس |

يک نفر

يک نفر ... يک جايى تمام رؤيايش لبخند توست و زمانى که به تو فکر مى کنه

احساس  كه مى کنه زندگى واقعا" با ارزشه پس هر گاه احساس تنهايى کردى

اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يک نفر ... يک جايى در حال فکر کردن به توست...

 

يکى ازم مى پرسيد چند تا دوسم دارى يه عدد بزرگ مى گفتم...

ولى وقتى تو ازم پرسيدى چند تا دوسم دارى گفتم : يکى !!! مى دونى چرا ؟

چون قوى ترين و بزرگترين عدديه که مى شناسم ...

دقت کردى که قشنگترين و عزيز ترين چيزاى دنيا هميشه يکين ؟

ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ...

تو هم يکى هستى ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ...

پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکى دوست دارم 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط سید عباس |

بياموز عشق بازی از حديث وامق و عذرا

به مانند گلی مانی که بویش کرده پر دنیا
فدای ناز لبخندت جهان و کل ما فیها
گل نرگس - دوچشمانت نموده زار و مفتونم
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
اگر چه می حرام است و شریعت کرده ممنوعش
ولیکن قَدح - پر کرده زمینای لبش لیلا
بُدم مجنون - شدم مفتون - به چرخ و عالم گردون
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
دلت را از بر دلدار - نما خالی تو از اغیار
بیاموز عشق بازی از - حدیث وامق و عذرا
چو فرهاد از بر شیرین ستون از بیستون برکن
بشو دیوانه چون مجنون زبهر لیلی ات شیدا
محب اینگونه گر باشی ودود از ود مدد سازد
چو عبدش هستی و نامت بود اینک حبیب الله


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط سید عباس |

ایران ای سرای امید-محمد رضا شجريان


ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید


اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است
وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی
جاودانه در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط سید عباس |

باز هم میگم

باز هم میگم. سر سفره افطار ما را یاد کنید و دعا.........


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط سید عباس |

دستامو بگیر نذار بیفتم از پا

فاصله اگه زیاده بین ما تاشهر خورشید

می شه تصویر امیدو توی اینه ی دلها دید

وقتی دل پر از امیده برا غصه جا نداره

عشق رفتن اگه باشه خستگی معنا نداره

هنوزم با یاد اون شبای تاریک

وقتی روبه روی اینه ها می شینم

هنز اون تن پر التهاب و دردو

هنوز اون چهره ی غمگین و می بینم

وقتی پیچ و خم جاده از من خسته گرفت اشتیاق رفتنو

تنها تو دستای مهربون تو می دیدم شکفتنو

ای که دستات داره بوی مهربونی

تو که درد منو از چشام می خونی

بیار امیدو به مهمونی شبهام

توی رگهام بریز خون جوونی

بیا تا دوباره امیدو ببینم

مث خورشیدی تو اسمون فردا

منو با خودت ببر به شهر خورشید

دستامو بگیر نذار بیفتم از پا

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط سید عباس |

دوری ،

  دوری ،

سخت است این ....

  در اشک من پارو بزن ..

              نازنین پارو بزن ...

    پارو بزن

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط سید عباس |

امشب در سر شوري دارم

 

 

امشب در سر شوري دارم  امشب در دل نوري دارم

باز امشب در اوج آسمانم باشد رازي با ستارگانم


امشب يک سر شوق و شورم از اين عالم گويي دورم

از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک  سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

در آسمان ها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم

امشب یک سر شوق و شورم از ایـن عــالــم گــویــی دورم

با ماه و پروين سخني گويم از روي مه خود اثري جويم

جان يابم زين شبها مي کاهم از غمهاي

ماه و زهره را به طرب آرم از خود بي خبرم ز شعف دارم

نغمه اي بر لبها نغمه اي بر لبها

امشب یک سر شوق و شورم از ایـن عــالــم گــویــی دورم

امشب در سر شوري دارم امشب در دل نوري دارم

باز امشب در اوج آسمانم باشد رازي با ستارگانم

امشب يک سر شوق و شورم از اين عالم گويي دورم

ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط سید عباس |

هر چه انس با قرآن

 

 

هر چه انس با قرآن در زندگی ما بیشتر شود و بتونیم این کتاب آسمانی را از قبرستان ها به عمق زندگی خود بکشیم و در کنار پیرزن ها و پیر مردها به دست جوان ها هم بدهیم ، قطعا تحول عظیمی رو در زندگی دنیا و آخرتمون به وجود می آد و البته متوجه میشیم خیلی از مسائلی رو که بشریت امروز به دنبالشه ، خدا 1400 سال پیش به پیامبرش داده که به دست ما برسه.یکی از این مسائل بحث آزادی انیشه است که در آیه زیر به خوبی بهش اشاره شده.

فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب ( زمر ، ۱۷و۱۸)

قرآن در این آیه میخواهد بیاموزد ...

 ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط سید عباس |

سرنوشت

 

به دریا شکوه بردم از شب دشت

از این عمری که سخت سخت بگذشت

به هر موجی که می گفتم غم خویش

سری میزد به سنگ و باز می گشت

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط سید عباس |

خلاصه قسمت شصت و هشتم افسانه جومونگ

     خلاصه قسمت شصت و هشتم افسانه جومونگ


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط سید عباس |

كشتي مردگان

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط سید عباس |

بچه های این زمونه (ررررررررپپپپ


(Tighe (styx پنجشنبه پنجم مرداد 1385 3:1 «

Tighe

Intro

4 fun

خودکار آبی

 

نوشته شده توسط امینم | موضوع: | لينک ثابت | 2 نظر

Pani پنجشنبه پنجم مرداد 1385 2:5 «

AFSHIN YAR2 پنجشنبه پنجم مرداد 1385 0:30 «

Tatalo0 چهارشنبه چهارم مرداد 1385 6:35 «

tatalo0

nemikhamet   حتما دانلود کنین اردلان ترکونده تو ای

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط سید عباس |

جسد مومیایی Rosalia Lombardo

 

در سیسیلی ( Sicily ) ایتالیا در زیر زمین صومعه ایی سرزمین مردگان قرار دارد! در اینجا میتوان جسد مومیائی ۸۰۰۰ نفر را با لباسهای فاخرشان پیدا کرد. ثروتمندان Palermo ( بخشی از سیسیلی ) نزدیکان خود را بین سالهای ۱۵۹۹ میلادی تا ۱۹۲۰ میلادی تحویل این صعومعه میدادند و متصدیان صعومه آنها را در قفسه ها قرار میدادند و یا اینکه بصورت ایستاده به قلابهایی وصل میکردند.

معروفترین و عجیب ترین جسدی که در این صومعه قرار داده شده است جسد دختر بچه ی ۲ ساله ای بنام Rosalia Lombardo که در سال ۱۹۲۰ تحویل این صومعه داده شده است. جسد این دختر بچه در تابوتی قرار داده شده که در آن شیشه ایست! زمانیکه به این دختر بچه خیره میشوی مثل این می ماند که او به خواب شیرینی رفته است! چهره ی او بعد از ۸۸ سال همچنان طبیعی باقی مانده است.

 


جسد مومیایی Rosalia Lombardo بعد از ۸۸ سال همچنان طبیعی بنظر میرسد

 

 


جسد مومیایی Rosalia Lombardo

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط سید عباس |

سلام دوستان خوب

آمدم سوی شما این بار هم

 باز با شرمندگی وسلام تازه ای

آه می بخشید  دستانم تهی ست

نیست همراهم کلام تازه ای

         *****

راه اگر دور است وقلبم آهنی

مهرتان آهن ربایی می کند

درتمام سرزمین قلب من

عشقتان فرمانروایی می کند

          *****

من شما را می شناسم دوستان

قلبهای پاکتان دریایی است

باغ سبز مهربانی هایتان

مثل فروردین پر از  زیبایی است

           *****

 

 

سلام دوستان خوب  حالتان چطور است ؟ امید وارم حال همه خوب وخوش باشد.بالاخره بعد از گذشت مدت ها آفتابی شوم باورکنید خیلی دلم برایتان تنگ شده است وخیلی دوست داشتم  پیش از ایتها به دیدنتان می آمدم  ، اما فشار کارهای جانبی به قدری زیاد است که این زمان را از من گرفته است اما  باز هم از اینکه این فرصت یه دست آمد خدا را شکر میگویم امید است با این بهانه بتوانم در آینده بیشتر در ملاقاتتان بکنم واین شروع  نابهنگام بهانه خوبی باشد برای ادامه کارکردن امید وارم با ارسال نظرات خوددر این وادی کمکم بکنید . 

انشاءالله

نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط سید عباس |

اي روستاي من

روستاي من

 

 اي قله هاي كوه               اي سبزه هاي دشت

 اي آب چشمه ها               در جستجو و گشت

 

***

 

اي كفتر سپيد                        بر بام روستا

 اي بلبل قشنگ                       با من بپر بيا

 

***

 

اي دست هاي كار              اي خانه هاي دور

 زن هاي روستا                 نان كرده در تنور

 

***

 

اي بچه هاي دي                با ظرف هاي آب

اي قصه هاي خوب            اي شعرهاي ناب

 

***

 

اي خاطرات خوش            از دشت آب وكوه

 اي روستاي من                  برساحل   شكوه

***

 

                           وقتي كه با مني                دنياي ما يكي است

                           تا سالهاي سا ل                   دل هاي مايكي است

                                                           ***

 

نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط سید عباس |

دوباره بهار

دوباره بهار

بهار آمد .این راپروازچلچله ها خبر می دهند. بهار آمد ودر نوک قناری  ترانه  تازه کاشت. برفهای  زمستانی آب شدند وصدای قل قل  چشمه ها به گوش رسید.بهار با سر انگشتان سبزش  برسر هر شاخساری شکوفه زد ونسیم هم رقص  زیبایی را  با گندم زار آغاز کرد. بهار که به روستا قدم گذاشت من از قاب  پنجره دشت را تماشا می کردم.

 نسیم از دل دشت  با خودش عطر گل  های  بهاری را می آورد و ذهن  مرا  قلقلک می دهد. شاپرک  وپروانه ها  روی بوته ها شادمانی می کنند. بهار آمد  وپیراهن  نو بر تن صحرا کرد. درخت ها شکوفه  وجوانه داد . قناری را  ترانه  تازه ای بخشید  وشادی شاپرک ها را  با گل ها  قسمت کرد . راستی که باید زندگی دوباره را در قاب عکس بهار دید... 

         http://bachehayedarya.blogfa.com/

 

نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط سید عباس |

سال نو مبارک

۸۷گذشت و با رفتنش خیلی چیزارو برد

 دعا می کنم۸۸ برای همه پربرکت باشه

نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط سید عباس |
درباره وبلاگ

سلام من سید عباس هستم.
ودر مشهد زندگی می کنم
از دوستانی که به ما نظر می دهند
و ما را راهنمایی میکنند خیلی
ممنون منتظر انتقاد و پیشنهادهای
شما هستم
قلم بر دستو حیرانم
نمی دانم چه بنویسم
قلم را گرفتم که انشا کنم
که ملک ورق را تماشا کنم
منو تو می باید ما گردیم
قطره ندارد اثری می باید دریا گردیم

ایمل سید عباس
angizeh_2004@yahoo.com
سید حسین
motallbi.blogfa.com
سید عبدلله
ghodsmashhad20.blogfa.com

آخرین نوشته ها
محبت
گفتم:کجا ؟
در این تنهایی غم...
يک نفر
بياموز عشق بازی از حديث وامق و عذرا
ایران ای سرای امید-محمد رضا شجريان
باز هم میگم
دستامو بگیر نذار بیفتم از پا
دوری ،
امشب در سر شوري دارم
هر چه انس با قرآن
سرنوشت
خلاصه قسمت شصت و هشتم افسانه جومونگ
كشتي مردگان
بچه های این زمونه (ررررررررپپپپ
جسد مومیایی Rosalia Lombardo
سلام دوستان خوب
اي روستاي من
دوباره بهار
سال نو مبارک
من مهربانی نمی کنم
من مهربانی نمی کنم
من مهربانی نمی کنم
منو تو می باید ما گردیم
( زیر درخت آرزو )
گریه های شبانه
دلم تنگه
دلم می خواد .
با ترانه های تو
زندگي بدون عشق
آرشیو مطالب
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
10/23/2005 - 11/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
8/23/2005 - 9/22/2005
7/23/2005 - 8/22/2005
3/21/2002 - 4/20/2002